ر و ز عيد قر با ن

وبلاگ خبري-مذهبي-فرهنگي اجـتـمـاعي-تاريـخي-آمـوزشي در موضوع حج و عمره

عيد قُربان (به عربي: عيد الأضحي)

۳۹۸ بازديد

عيد قُربان (به عربي: عيد الأضحي) روز دهم ماه قمري ذي الحجه، مصادف با عيد قربان از گراميترين عيدهاي مسلمانان است كه به ياد ابراهيم و فرزندش اسماعيل، توسط بسياري از مسلمانان جشن گرفته مي‌شود.

تصويري از لحظهٔ نزول فرشته بر ابراهيم و آوردن قوچي براي قرباني آن به جاي فرزند خود بر ديوار كليساي
St. Matthew's German Evangelical Lutheran

جشن

عيد قربان كه از جمله تعطيلات رسمي مسلمانان است، از يك تا چهار روز جشن گرفته مي‌شود و در طي آن مردم با پوشيدن بهترين پوشاك خود، پس از انجام عبادات، به ديد و بازديد و جشن و سرور مي‌پردازند.

مراسم عيد

برگزار كردن مراسم قرباني در اين عيد بر همه افرادي كه براساس فقه اسلامي قرباني نمودن واجب و الزامي است و مسلمانان در سراسر جهان در اين روز، گوسفند، گاو يا شتري را قرباني كرده و گوشت آنرا بين همسايگان و مستمندان تقسيم مي‌كنند.

حاجيان در اين روز پس از به پايان رساندن مناسك حج، حيواني را ذبح مي‌كنند و پس از قرباني آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود - مانند نگاه كردن در آينه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال مي‌گردد و با توجه به اينكه حج، يكي از عبادتهاي بسيار مهم در اسلام است، توانايي به انجام رساندن آن نيز براي هر مسلماني بسيار شادي آور است، در نتيجه، روزي كه پس از انجام وظايف سنگين حج، به عنوان جايزه الهي و اتمام احرام پيش مي‌آيد را عيد مي‌دانند.

همچنين در روايت‌هاي مكرري نقل شده كه در روز عيد قربان، قرباني كنيد تا گرسنگان و بيچارگان نيز به خوراك برسند.

ريشه عيد قربان

عيد قربان ريشه در دوران قبل از تاريخ بشر دارد. انسان‌هاي اوليه براي به دست آوردن ترحم خدايان دست به قرباني كردن حيوانات و انسان‌ها مي‌زدند.

اسلام

در روايات مختلف دين اسلام آمده‌است كه ابراهيم پيامبر در سن بالا داراي فرزندي شد كه او را اسماعيل نام نهاد و برايش بسيار عزيز و گرامي بود. اما مدتها بعد، هنگامي كه اسماعيل به سنين نوجواني رسيده بود، فرمان الهي چندين بار در خواب به ابراهيم نارزل شد و بدون ذكر هيچ دليلي به او دستور داده شد تا اسماعيل را قرباني كند.

او پس از كشمكشهاي فراوان دروني، در نهايت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر مي‌روند و ابراهيم آماده سر بريدن فرزند محبوب خود مي‌شود. اما به هنگام انجام قرباني اسماعيل خداوند كه او را سربلند در امتحان مي‌يابد، گوسفندي را براي انجام ذبح به نزد ابراهيم مي‌فرستد.

اين ايثار و عشق پيامبر به انجام فرمان خدا، فريضه‌اي براي حجاج مي‌گردد تا در اين روز قرباني كنند و از اين طريق براي يتيمان و تهيدستان خوراكي فراهم سازند. دراين روز همچنين مستحب است كه نماز عيد قربان برپا گردد. نماز عيد قربان بايد در فاصله زماني طلوع آفتاب روز عيد تا ظهر خوانده شود و شامل دو ركعت است.

كرپن‌ها، همان روحانيان دين «مهر» بوده‌اند و به دليل قرباني كردن «گاو» از سوي ايشان، واژهٔ «قرباني» نيز از همينان برگرفته شده البته برخي معتقدند بدليل اينكه اين عمل براي رضاي الله و نزديكي به الله "قربتا الي الله" انجام مي‌شود اين عيد را عيد قربان مي‌نامند.

در ايران

در ايران مردم گوسفند خريده و به مناسبت اين عيد مقدس قرباني مي كنند و به مردم و نياز مندان ميدهند.

در هند

جشنواره‌هاي مختلف در تقويم اسلام وجود دارد. (بكري عيد) يا عيدالضحي يكي از عيدهاي مشهور در ميان مسلمانان سراسر جهان است.

اينروز، روز قرباني، براي مسلمانان است. مسلمانان در هند معمولاً بز را قرباني مي‌كنند، به همين دليل است كه در اردو (زبان مسلمانان هند و پاكستان) به عنوان بخر Bakhr يا بكري bakri عيد شناخته مي‌شود. اين عيد در اسلام براي جشن گرفتن ايمان محكم براي جانسپاري است.

اين عيد همزمان با انجام مناسك حج در مكه هستند و مردم ديگر در مساجد نماز مي‌خوانند. گوشت قرباني پس از مراسم در ميان دوستان و اعضاي خانواده توزيع مي‌گردد. خوراك‌هاي مخصوص و شيريني به مناسبت عيد آماده مي‌شود. اين مراسم از عيد قربان شروع مي‌شود، از دهم تا روز دوازدهم ماه ذي‌الحجه. مردم در روز عيد لباس‌هاي جديد مي‌پوشند، نماز مي‌خوانند، و به ديدار يكديگر براي تبادل سلام و تبريك مي‌روند. دعاهاي ويژه‌اي براي اين سه روز وجود دارد كه نماز عيد بخشي از اين مراسم هست.

بر اساس باورهاي ديني، مبادله و توزيع گوشت حيوانات قرباني شده به عنوان بركت در نظر گرفته شده‌است. و بنابراين مردم بعد از نماز، به دوستان، همسايگان، بستگان و افراد فقير گوشت قرباني مي‌دهند. با اين حال، خانواده بخش كوچكي از گوشت را براي خود به عنوان تبرك نگه مي‌دارد.

تبريك به يك ديگر با گرمترين آرزوها و آماده كردن غذاهاي ويژه سنتي به عنوان بخشي از اين جشن بزرگ در نظر گرفته شده‌است. با اين حال، در زمان معاصر، روند ارسال اس ام اس يا پيام بكريد به خاطر خصوصات جذابش و سرعتي كه دارد، موفق عمل كرده. جدا از گفتن بكريد مبارك، همچنين مي‌توان اهميت عيد را با اس ام اس‌هاي دوست داشتني اعلام كرد.

ادارات دولتي ملي، ايالتي و محلي، ادارات پست و بانك‌ها در عيد قربان بسته هستند. فروشگاه‌هاي اسلامي، كسب و كار و ديگر سازمان‌ها ممكن است بسته بوده و يا ساعات كاهش يابد. كساني كه مايل به استفاده از حمل و نقل عمومي در اين روز هستند، ممكن است براي اطلاع از جدول زماني، نياز به تماس با مقامات حمل و نقل محلي داشته باشند.[۲]

عيد قربان در روايات

۳۴۲ بازديد

http://iraninsurance.ir/parameters/iraninsurance/modules/cdk/upload/content/ghadir/Image/ghorban.JPG

عيد قربان در روايات

رسول الله صلى الله عليه و آله : مَن أحيَا اللَّيالِيَ الأَربَعَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ : لَيلَةَ التَّروِيَةِ ، ولَيلَةَ عَرَفَةَ ، ولَيلَةَ النَّحرِ ، ولَيلَةَ الفِطرِ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 هر كس اين چهار شب را شب زنده دارى كند، بهشت براى او واجب است: شبِ ترويه، شب عرفه، شب عيد قربان و شب عيدفطر.

كتاب «حج و عمره در قرآن و حديث»  ، صفحه 343

 

الإمام الباقر عليه السلام : لَمّا أقبَلَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله مِن مُزدَلِفَةَ مَرَّ عَلى جَمرَةِ العَقَبَةِ يَومَ النَّحرِ ، فَرَماها بِسَبعِ حَصَياتٍ ، ثُمَّ أتى إلى مِنى ، وذلِكَ مِنَ السُّنَّةِامام باقر عليه السلام :

 رسول خدا صلى الله عليه و آله چون از مزدلفه آمد ، روز عيد قربان بر جمره عقبه گذشت وهفت سنگ بر آن زد، سپس به منى آمد واين از سنّت است.

كتاب«حج و عمره در قرآن و حديث» ، صفحه 355

معاوية بن عمار: از امام صادق عليه السلام درباره «روز حجّ اكبر» پرسيدم. فرمود: روز عيد قربان است و حج اصغر، عمره است

 

الإمام عليّ عليه السلام : سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَخطُبُ يَومَ النَّحرِ ، وهُوَ يَقولُ : هذا يَومُ الثَّجِّ والعَجِّ ، والثَجُّ : ما تُهريقونَ فيهِ مِنَ الدِّماءِ ، فَمَن صَدَقَت نِيَّتُهُ كانَت أوَّلُ قَطرَةٍ لَهُ كَفّارَةً لِكُلِّ ذَنبٍ ، والعَجُّ : الدُّعاءُ ، فَعِجّوا إلَى اللّه ِ ، فَوَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لا يَنصَرِفُ مِن هذَا المَوضِعِ أحَدٌ إلاّ مَغفورًا لَهُ ، إلاّ صاحِبَ كَبيرَةٍ مُصِرًّا عَلَيها لا يُحَدِّثُ نَفسَهُ بِالإِقلاعِ عَنها .

امام علي عليه السلام : شنيدم رسول خدا صلي الله عليه وآله روز عيد قربان ، خطبه مي خواند ومي فرمود :

 امروز ، روز «ثجّ» و«عجّ» است . ثجّ ، خون قرباني هاست كه مي ريزيد . پس نيّت هركس صادق باشد ، اولين قطره خونِ قرباني او كفّاره همه گناهان اوست ، و«عجّ» ، دعاست . پس به درگاه خداوند دعا كنيد ، قسم به آن كه جان محمّد صلي الله عليه وآله در دست اوست ، از اينجا هيچ كس بر نمي گردد ، مگر آمرزيده شود ، جز كسي كه گناه كبيره انجام داده وبر آن اصرار ورزد ودر دل خود ، تصميم بر ترك آن ندارد .

كتاب «حج و عمره در قرآن و حديث» ، صفحه 361

 

مُعاوِيَةُ بنُ عَمّار :سَأَلتُ أباعَبدِاللّه ِ عليه السلام عَن يَومِ الحَجِّ الأَكبَرِ ، فَقالَ : هُوَ يَومُ النَّحرِ ، والحَجُّ الأَصغَرُ العُمرَةُ .

معاوية بن عمار:

 از امام صادق عليه السلام درباره «روز حجّ اكبر» پرسيدم. فرمود: روز عيد قربان است و حج اصغر، عمره است.

كتاب «حج و عمره در قرآن و حديث» ، صفحه 455

 

الإمام عليّ (ع) خطب يوم الأضحى ، فكبّر و قال ـ : الله أكبر ، الله أكبر ، لا إله إلاّ الله و الله أكبر ، الله أكبر ، و لله الحمد ، الله أكبر على ما هدانا ، و له الشكر

امام على عليه السلام ـ در سخنرانى روز عيد قربان، پس از تكبير ـ :

خدا بزرگ است. خدا بزرگ است. خدايى جز خداى يگانه نيست. خدا بزرگ است. خدا بزرگ است. سپاس، از آنِ خداست. خدا بزرگ است بر آنچه كه ما را هدايت كرد و شكر براى اوست، به خاطر آنچه كه ما را بدان مبتلا ساخت. سپاس، از آنِ خداست براى آنچه كه از چارپايان اهلى به ما روزى كرد.

كتاب «موسوعه امام علي بن ابيطالب عليه السلام فارسي جلد9»  ، صفحه 355

 

الإمام زين العابدين عليه السلام ـ مِن دُعائِهِ يَومَ الأَضحى ويَومَ الجُمُعَةِ ـ : اللّهُمَّ هذا يَومٌ مُبارَكٌ مَيمونٌ ، وَالمُسلِمونَ فيهِ مُجتَمِعونَ في أقطارِ أرضِكَ ، يَشهَدُ السّائِلُ مِنهُم وَالطّالِبُ وَالرّاغِبُ وَالرّاهِبُ ، وأنتَ النّاظِرُ في حَوائِجِهِم .

امام زين العابدين عليه السلام ـ در ضمن دعايش در روز عيد قربان و روز جمعه ـ :

پروردگارا! اين روز، روزى بابركت و خجسته است و مسلمانان در اين روز، از اطراف زمين تو گرد آمده اند. خواهنده ، جوينده ، اميدوار و بيمناك، همه حاضرند و تو، به نيازهايشان مى نگرى.

كتاب «خير و بركت از نگاه قرآن و حديث» ، صفحه 519

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند متعال در روز عيد فطر و عيد قربان ، به زمين با عنايت مى نگرد. پس ، از خانه ها بيرون آييد تا رحمت به شما برسد

 

رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَسُحُّ اللّه ُ عز و جل مِنَ الخَيرِ في أربَعِ لَيالٍ سَحّا : لَيلَةِ الأَضحى ، وَالفِطرِ ... .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند در چهار شب ، پيوسته خير فرو مى ريزد: شب عيد قربان و عيد فطر... .

كتاب «مراقبات ماه رمضان»، صفحه 459

 

تهذيب الأحكام عن عبدالرحمن بن الحجّاج عن الإمام الصادق عليه السلام : «مَن زارَ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام لَيلَةً مِن ثَلاثٍ غَفَرَ اللّه ُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ وما تَأَخَّرَ» .

قُلتُ : أيُّ اللَّيالي ـ جُعِلتُ فِداكَ! ـ؟ قالَ : «لَيلَةُ الفِطرِ ، ولَيلَةُ الأَضحى ، ولَيلَةُ النِّصفِ مِن شَعبانَ» .

تهذيب الأحكام ـ به نقل از عبد الرحمان بن حَجّاج ، از امام صادق ـ :

«هر كس يك شب از سه شب ، قبر حسين عليه السلام را زيارت كند ، خداوندْ گناهان گذشته و آينده اش را مى آمرزد».

گفتم: فدايت شوم! كدام شب ها؟ فرمود: «شب عيد فطر ، شب عيد قربان و شب نيمه شعبان».

كتاب «مراقبات ماه رمضان» ، صفحه 463

 

رسول الله صلى الله عليه و آله : مَن قامَ لَيلَتَيِ العيدَينِ مُحتَسِبا للّه ِ ، لَم يَمُت قَلبُهُ يَومَ تَموتُ القُلوبُ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس دو شب عيد [ فطر و قربان] را به خاطر پاداش خدا به عبادت بپردازد ، در آن روز كه دل ها مى ميرند ، دل او نمى ميرد.

كتاب «مراقبات ماه رمضان» ، صفحه 465

 

الامام الباقر عليه السلام :اُدعُ فِي العيدَينِ ويَومِ الجُمُعَةِ ، إذا تَهَيَّأتَ لِلخُروجِ بِهذَا الدُّعاءِ :

اللّهُمَّ مَن تَهَيَّأَ وتَعَبَّأَ وأعَدَّ وَاستَعَدَّ لِوِفادَةٍ إلى مَخلوقٍ رَجاءَ رِفدِهِ وطَلَبَ نائِلِهِ وجَوائِزِهِ وفَواضِلِهِ ونَوافِلِهِ ، فَإِلَيكَ يا سَيِّدي وِفادَتي وتَهيِئَتي وتَعبِئَتي وإعدادي وَاستِعدادي رَجاءَ رِفدِكَ وجَوائِزِكَ ونَوافِلِكَ ، فَلا تُخَيِّبِ اليَومَ رَجائي ، يا مَن لا يَخيبُ عَلَيهِ سائِلٌ ولا يَنقُصُهُ نائِلٌ ، فَإِنّي لَم آتِكَ اليَومَ بِعَمَلٍ صالِحٍ قَدَّمتُهُ ولا شَفاعَةِ مَخلوقٍ رَجَوتُهُ ، ولكِن أتَيتُكَ مُقِرّا بِالظُّلمِ وَالإِساءَةِ ، لا حُجَّةَ لي ولا عُذرَ ، فَأَسأَلُكَ يا رَبِّ ، أن تُعطِيَني مَسأَلَتي وتَقلِبَني بِرَغبَتي ، ولا تَرُدَّني مَجبوها ولا خائِبا ، يا عَظيمُ يا عَظيمُ يا عَظيمُ ، أرجوكَ لِلعَظيمِ ، أسأَلُكَ يا عَظيمُ أن تَغفِرَ لِيَ العَظيمَ ، لا إلهَ إلاّ أنتَ ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

وآلِ مُحَمَّدٍ ، وَارزُقني خَيرَ هذَا اليَومِ الَّذي شَرَّفتَهُ وعَظَّمتَهُ ، وتَغسِلُني فيهِ مِن جَميعِ ذُنوبي وخَطايايَ ، وزِدني مِن فَضلِكَ إنَّكَ أنتَ الوَهّابُ.

 

امام باقر عليه السلام:

 روز عيد فطر و عيد قربان و روز جمعه ، چون آماده بيرون رفتن شدى ، اين دعا را بخوان:

«خداوندا! هر كس كه آماده و مهيّا شود و به اميد عطا و بخشش و جايزه و احسانِ آفريده اى ، ساز و برگ رفتن به حضور او فراهم سازد ، پس ـ اى سرور من ـ باريابى و آمادگى و تهيّه ساز و برگ و آماده شدنِ من ، به درگاه توست و به اميد بخشش و جايزه ها و احسان هاى تو. پس امروز نااميدم مكن! اى آن كه هيچ نيازمندى از درگاهش محروم نمى شود و هيچ برخوردارى ، از او نمى كاهد! من امروز كار شايسته اى به درگاهت نياورده ام و به شفاعت آفريده اى هم اميد نبسته ام؛ ليكن با اعتراف به ستم و بدى ، به درگاهت آمده ام. نه دليلى دارم و نه عذرى.

پروردگارا! از تو مى خواهم كه خواسته ام را بدهى و مرا با درخواستى برآورده برگردانى و مرا نااميد و بى بهره بر نگردانى! اى بزرگ ، اى بزرگ ، اى بزرگ! براى خواسته بزرگ به تو اميدوارم. اى بزرگ! از تو مى خواهم كه گناه بزرگ مرا ببخشايى. معبودى جز تو نيست.

خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و نيكىِ امروز را كه شرافت و عظمتش بخشيده اى ، روزى ام كن و در اين روز ، مرا از همه گناهان و لغزش هايم بشوى و از احسان خود بر من بيفزاى! همانا تويى تو بسيار بخشنده».

كتاب «مراقبات ماه رمضان» ، صفحه 481

امام صادق عليه السلام: يك روز عيد فطر يا عيد قربان ، به پيامبر خدا گفتند: خوب بود در مسجدِ خود نماز مى خواندى. فرمود: «دوست دارم كه به طرف آفاق آسمان بيرون آيم»

 

منتهى المطلب : رُوِيَ عَن عَلِيٍّ عليه السلام أنَّهُ خَرَجَ يَومَ العيدِ ، فَلَم يَزَل يُكَبِّرُ حَتَّى انتَهى إلَى الجَبّانَةِ .

منتهى المطلب: روايت شده است كه على عليه السلام روز عيد بيرون آمد. پيوسته تكبير گفت تا آن كه به محلّ برگزارى نماز در بيرون شهر [كوفه] رسيد.

كتاب «مراقبات ماه رمضان»  ، صفحه 485

 

رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه َ تعالى يَطَّلِعُ فِي العيدَينِ إلَى الأَرضِ ، فَابرُزوا مِنَ المَنازِلِ تَلحَقكُمُ الرَّحمَةُ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند متعال در روز عيد فطر و عيد قربان ، به زمين با عنايت مى نگرد. پس ، از خانه ها بيرون آييد تا رحمت به شما برسد.

 

الإمام الصادق عليه السلام :

قيلَ لِرَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَومَ فِطرٍ أو يَومَ أضحى : لَو صَلَّيتَ في مَسجِدِكَ .

فَقالَ : «إنّي لاَُحِبُّ أن أبرُزَ إلى آفاقِ السَّماءِ».

امام صادق عليه السلام:

 يك روز عيد فطر يا عيد قربان ، به پيامبر خدا گفتند: خوب بود در مسجدِ خود نماز مى خواندى.

فرمود: «دوست دارم كه به طرف آفاق آسمان بيرون آيم».

كتاب «مراقبات ماه رمضان» ، صفحه 487

فضيلت و اعمال عيد قربان

۳۱۶ بازديد

در تعاليم ديني چهار روز است كه به عنوان عيد تعيين گشته است كه عبارتند از: عيد فطر، عيد قربان، عيد غدير و روز جمعه. در اين ميان عيد قربان يكي از اعياد مهم و بزرگ مسلمين به شمار مي رود به نحوي كه برخلاف بسياري از اعياد، مورد اختلاف نبوده و همه فِرَق مسلمين اين روز را عيد محسوب مي كنند؛ لذا در دعاي مخصوص قنوت نماز عيد مي خوانيم: «اللهم اني اسألك بحق هذا اليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلي الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا...؛ بارالها! به حق اين روزي كه آن را براي مسلمانان عيد و براي محمد صلي الله عليه واله ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قراردادي...» و بدين گونه عيد را فقط مخصوص مؤمنين ندانسته و همه مسلمين را در آن سهيم مي دانيم و اعتقاد داريم اين گردهمايي عظيم رهيافتي براي رسيدن به اعتصام به حبل الله است كه يكي از مهم ترين دستورات اجتماعي اسلام است.

فلسفه قرباني كردن در عيد قربان

عيد قربان؛ روز ذبح نفس با تيغ تقوا

۳۳۵ بازديد
عيد قربان؛ روز ذبح نفس با تيغ تقوا

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

صداي پاي عيد مي آيد. عيد قربان عيد پاك ترين عيدها است عيد سر سپردگي و بندگي است. عيد بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايي است كه به قرب الهي رسيده اند. عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است.

... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را - هر چه هست و هر كه هست - بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب كني، من فقط مي توانم " نشاني ها "يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي كند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افكند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا "پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف كني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند، آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي كشاند، و عشق به او، كور و كرت مي كند، ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد.
... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يك چيز هست كه براي به دست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد، يا يك شيء، يا يك حالت، يك وضع، و حتي، يك " نقطه ضعف"!

اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود!

سالخورده مردي در پايان عمر، پس از يك قرن زندگي پر كشاكش و پر از حركت، همه آوارگي و جنگ و جهاد و تلاش و درگيري با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متوليان بت پرستي و خرافه هاي ستاره پرستي و شكنجه زندگي. جواني آزاده و روشن و عصياني در خانه پدري متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زني نازا، متعصب، اشرافي: سارا.

و اكنون، در زير بار سنگين رسالت توحيد، در نظام جور و جهل شرك، و تحمل يك قرن شكنجه "مسئوليت روشنگري و آزادي"، در "عصر ظلمت و با قوم خو كرده با ظلم"، پير شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز يك "بشر" مانده است و در پايان رسالت عظيم خدايي اش، يك "بنده خدا" ، دوست دارد پسري داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پيري از صد گذشته، آرزومندي كه ديگر اميدوار نيست، حسرت و يأس جانش را مي خورد.

خدا، بر پيري و نااميدي و تنهايي و رنج اين رسول امين و بنده وفادارش - كه عمر را همه در كار او به پايان آورده است، رحمت مي آورد و از كنيز سارا - زني سياه پوست - به او يك فرزند مي بخشد، آن هم يك پسر! اسماعيل، اسماعيل، براي ابراهيم، تنها يك پسر، براي پدر، نبود، پايان يك عمر انتظار بود، پاداش يك قرن رنج، ثمره يك زندگي پرماجرا، تنها پسر جوان يك پدر پير، و نويدي عزيز، پس از نوميدي تلخ.

و اكنون، در برابر چشمان پدر - چشماني كه در زير ابروان سپيدي كه بر آن افتاده، از شادي، برق مي زند – مي رود و در زير باران نوازش و آفتاب عشق پدري كه جانش به تن او بسته است، مي بالد و پدر، چون باغباني كه در كوير پهناور و سوخته ي حياتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گويي روئيدن او را، مي بيند و نوازش عشق را و گرماي اميد را در عمق جانش حس مي كند.
در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يك چيز هست كه براي به دست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد، يا يك شيء، يا يك حالت، يك وضع، و حتي، يك " نقطه ضعف"!

در عمر دراز ابراهيم، كه همه در سختي و خطر گذشته، اين روزها، روزهاي پايان زندگي با لذت "داشتن اسماعيل" مي گذرد، پسري كه پدر، آمدنش را صد سال انتظار كشيده است، و هنگامي آمده است كه پدر، انتظارش نداشته است!

اسماعيل، اكنون نهالي برومند شده است، جواني جان ابراهيم، تنها ثمر زندگي ابراهيم، تمامي عشق و اميد و لذت پيوند ابراهيم!

در اين ايام، ناگهان صدايي مي شنود:

"ابراهيم! به دو دست خويش، كارد بر حلقوم اسماعيل بنه و بكُش"!

مگر مي توان با كلمات، وحشت اين پدر را در ضربه آن پيام وصف كرد؟

ابراهيم، بنده خاضع خدا، براي نخستين بار در عمر طولاني اش، از وحشت مي لرزد، قهرمان پولادين رسالت ذوب مي شود، و بت شكن عظيم تاريخ، درهم مي شكند، از تصور پيام، وحشت مي كند اما، فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترين جنگ، جنگِ در خويش، جهاد اكبر! فاتح عظيم ترين نبرد تاريخ، اكنون آشفته و بيچاره! جنگ، جنگ ميان خدا و اسماعيل، در ابراهيم.

كرپن ها، همان روحانيان دين "مهر" بوده اند و به دليل قرباني كردن "گاو" از سوي ايشان، واژهي "قرباني" نيز از همينان برگرفته شده است.

عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه كه از فهم طبيعت عاجز است، براي به دست آوردن ترحم خدايان دست به قرباني كردن حيوانات و انسان ها مي زند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامي مختلف موجود بوده است. اين سنت طولاني بشري در اسلام نيز پذيرفته شده است.

در روايات مختلف ديني آمده است كه ابراهيم در سن بالا داراي فرزندي شد كه او را اسماعيل نام نهاد و برايش بسيار عزيز و گرامي بود. اما مدتها بعد، هنگامي كه اسماعيل به سنين نوجواني رسيده بود، فرمان الهي چندين بار در خواب به ابراهيم نازل شد و بدون ذكر هيچ دليلي به او دستور داده شد تا اسماعيل را قرباني كند.

او پس از كشمكشهاي فراوان دروني، در نهايت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر مي روند و ابراهيم آماده سر بريدن فرزند محبوب خود مي شود. اما به هنگام انجام قرباني اسماعيل خداوند كه او را سربلند در امتحان مي يابد، گوسفندي را براي انجام ذبح به نزد ابراهيم مي فرستد.

اين ايثار و عشق پيامبر به انجام فرمان خدا، فريضه اي براي حجاج مي گردد تا در اين روز قرباني كنند و از اين طريق براي يتيمان و تهيدستان خوراكي فراهم سازند. در اين روز همچنين مستحب است كه نماز عيد قربان برپا گردد. نماز عيد قربان بايد در فاصله زماني طلوع آفتاب روز عيد تا ظهر خوانده شود و شامل دو ركعت است.

اولين معنايي كه از عيد به ذهن مي رسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت مي بيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .
عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه كه از فهم طبيعت عاجز است، براي به دست آوردن ترحم خدايان دست به قرباني كردن حيوانات و انسان ها مي زند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامي مختلف موجود بوده است. اين سنت طولاني بشري در اسلام نيز پذيرفته شده است.

در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است و باعث بر هم خوردن آرامش دروني و بيروني انسان ها مي گردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .

از سوي ديگر حركت انسان ها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آن كه وقتي انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .

معناي ديگري كه از عيد عارفان به ما آموخته اند، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است. و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني مي برد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند. مولوي در اين معنا گفته است:

خويش فربه مي نماييم از پي قربان عيد                      كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا مي كشد

كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي از عيد به ما مي دهد.

در تمامي اين تعريف ها عيد براي انسان مطرح شده است، يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر مي رسد اين تازگي قبل از آن كه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود. چون خداوند "بديع السموات و الارض است " و خود را با عنوان "فتبارك الله احسن الخالقين" به ما معرفي نموده است . و از سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هر لحظه طعم مباركي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست .

قرباني رمز فداكاري و از خودگذشتگي و دادن جان در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است يعني همچنان كه خون اين قرباني را در راه تو اي خالق يكتا بي دريغ مي ريزم حاضرم بدون هرگونه تعقل در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرامين آسماني تو از جان خود نيز بگذرم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم.

زماني كه حيواني در روز عيد قربان در وادي منا به دست حجاج مسلمان ذبح مي شود و نغمه روحاني "بسم الله وجهت وجهي للذي فطر السموات والارض" طنين در فضاي قربانگاه مي افكند خاطره اعجاب انگيز و الهام بخش دو عبد موحد و دو بنده با اخلاص خدا ابراهيم و اسماعيل را در دل ها زنده مي سازد.

پدري پير و كهنسال با چهره اي نوراني و ملكوتي كه آثار عظمت و جلالت روحي از سيماي متين و آرام او نمايان است بر بالين فرزند جوان و خوش سيماي خود ايستاده آستين بالا مي زند و تيغ برنده اي را در پي حكم غيبي الهي بر گلوي فرزند مي نهد.
قرباني رمز فداكاري و از خودگذشتگي و دادن جان در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است يعني همچنان كه خون اين قرباني را در راه تو اي خالق يكتا بي دريغ مي ريزم حاضرم بدون هرگونه تعقل در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرامين آسماني تو از جان خود نيز بگذرم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم.

فرزند نيز بدون ترس و وحشت و با حالت تسليم مي گويد پدر به آنچه مامور گشته اي عمل كن كه من هم به خواست خدا از صبركنندگان خواهم بود و سرانجام ابراهيم با موفقيت كامل از اين امتحان بزرگ الهي سربلند بيرون آمده و به درجه اي از اخلاص و فداكاري در راه خدا مي رسد كه خداوند مي فرمايد: ذبح عظيمي فدايش كرديم.

لذا خداوند براي بزرگداشت اين خاطره توحيدي و اخلاص الهي مقرر فرموده هر سال در موسم حج در وادي مني توسط زوار بيت الله الحرام گوسفند، گاو و يا شتري ذبح گردد تا آن صحنه فوق العاده درخشان چون نوري براي هميشه در تاريخ انسانيت بدرخشد و خاطره ازخودگذشتگي آن دو بنده مخلص (ابراهيم و اسماعيل) سندي براي نمايش شرف و فضيلت آدميت باشد.

لذا مسلمين در روز عيد قربان موظفند با تشكيل مجامع عمومي و برگزاري نماز عيد و انشاي خطبه شركت عظيم و آسماني خود را در اين عيد مبارك به گوش جهانيان برسانند و رعب و ترس از اتحاد و همبستگي خود را در قلب دنياي استكبار و كفر و نفاق بيفكنند.

در روايت هاى مكررى نقل شده كه در روز عيد اضحى قربانى كنيد تا گرسنگان وبيچارگان از خوردن گوشت سير شوند؛ آنان كه روزها بلكه ماه ها توان تهيه گوشت براى خانواده خويش را ندارند، در اين روز فرخنده كه براى همگان عيد است و بسيار خجسته و مبارك است، خوشحال گردند و از خوردن گوشت حلال، بى منت، سير شوند.

و امروز روز "تكبير" است؛ تكبيرى گويا، كوبنده، محكم و بامحتوا، تكبيرى كه بازتابش كاخ ستمگران را به لرزه درآورد و قلب ستم ديدگان را شاد سازد؛ تكبيرى كه دشمنان را براى هميشه از ضربه زدن به اسلام، نوميد گردان.

برگرفته از سايت تبيان

ذبح اسلامي

۳۰۶ بازديد

ذِبح به معناي گلو بريدن، و همچنين خفه كردن است.

ذبح اسلامي

نوشتار اصلي: ذبح اسلامي

بر طبق آيات و روايات اسلامي، تنها در صورتي مي‌توان از گوشت حيواناتي مانند بز، گاو، گوسفند و ماكيان استفاده نمود كه به شيوهٔ اسلامي ذبح شده باشند. در اين شيوه حيوان را رو به قبله مي‌خوابانند و چهار رگ اصلي گردن او را توسط ذابح مسلمان از زير برآمدگي گلو پس از تسميه به طور كامل مي‌برند. گوشت حيوان ذبح شده حلال و بدن آن پاك است.

مراحل ذبح دام

۱)ايجاد شرايط كاهنده استرس براي دام است كه بسته به نوع دام متفاوت است.

۲)خون گيري(قطع شريان اصلي خون در گلوي دام)

۳)انتقال به حوضچه‌هاي خون گيري

۴)آويزان كردن لاشه

۵)پوست گيري

۶)خارج كردن امعاء و احشاء

۷)بازرسي لاشه توسط دام پزشك

۸)بازرسي امعاء و احشاء خوراكي دام توسط دامپزشك

۹)شقه كردن لاشه

۱۰)شست‌وشوي لاشه با آب خنك

منابع

  • خميني روح الله؛ رساله توضيح المسايل.
  • معين محمّد؛ فرهنگ فارسي، جلد ۲، انتشارات اميركبير.
  • جزوه صنايع گوشت و شيلات دكتر كديور. دانشگاه صنعتي اصفهان.